
۱۳ آبان ۱۳۸۸ هم روزی شد در تاریخ ایران، ماندنی. برای ما خارج نشینانِ دل در گرو داخل، یکی دیگر از آن روزهای تمام دلهره و اضطراب بود، مثل ۲۳ خرداد، ۲۵ خرداد، ۳۰ خرداد، ۱۸ تیر و… (روزهای بسیاری امسال تاریخی شد) مرتب چک کردن وبسایتها، ایمیل، کانالهای تلویزیونی، تلفن و … گاهی فکر می کنی از اضطراب کم مانده دل و روده ات از دهان بیرون بزند. برای کسانی که داخل کشور و در میدان هستند، هیجان و خطر هست اما برای ما که دوریم این لامصب دلهره … می کشدت. همه ش نگران که مبادا کسی را بگیرند، ببرند، شکنجه دهند، بکشند و تو که بیرونی سهمت چیست از این جنبش؟ همه اش در اضطرابی که مبادا این حکومت خودکامه ی در حال احتضار، قربانیان بیشتری از عزیزانم، هموطنانم، خواهران و برادرانم بگیرد. دست به وحشیگری تازه ای بزند و دست اندرکار کهریزک جدیدی باشد. این افکار و خیالها تمام خواب و آرامش را از ما می گیرد. ما دلمان آنجا با شماست، با ایران است. ما با شما ضربات باتوم را شریکیم و زجر می کشیم. ما هم پیش خودمان هزاران بار بازجویی میشویم. هزاران بار می میریم و زنده میشویم. خبرهای ضد و نقیضی که از ایران می رسد، بیشتر دیوانه ات می کند. اما آنسوتر در میدان ملتی بزرگ است و با دست خالی در برابر حکومت خودکامه ی تا دندان مسلحی که کارش به دیوانگی کشیده و جنگ آشکار با ملت را آغاز کرده است. جنبش سبز امروز دومین سنگر از سه سنگر حکومت خودکامه، فتح کرد. ایران، امروز با آنکه تمام راههای ارتباط را بر تو بسته بودند، پیامت به دنیا رسید. همه خبرگزاریهای دنیا پیام را بازتاب دادند و اکنون هیچ سیاستمداری در دنیا نیست که بگوید من نمی دانستم. همه اینها را قدمهای پاک شما ایرانیان شجاع و جسارت جوانان ایرانی آفرید. از امروز به بعد، همه روزها در مراکز دانشگاهی، دبیرستانها و مدارس، یک جرعه آب خوش از گلوی این حکومت پایین نخواهد رفت. این پیروزی بر همه ملت ایران مبارک .
این هم نمونه ای از استیصال حکومت خودکامه و سبعیت
پی نوشت: توصیه می کنم حتمن این گفتار از دکتر حسین باقرزاده با عنوان «ایران دموکراتیک در راه است» را مطالعه کنید

