معلم دبستان ما همیشه می گفت اگر می خواهید در درسی نمره ۲۰ بیاورید باید برای ۲۵ درس بخوانید. هرچه در تحصیل و زندگی به دنبال رموز موفقیت بیشتر تحقیق کردم، درستی کلام او را بیشتر دیدم. این حکایت ما ملت ایران پس از ۳۱ سال تجربه استبداد دینی است. حکومت تمام ترفندهای مادی و معنوی، از بسیج ساندیس خوران تا وابستگان خود را گرفته تا نصب بلندگوهای قوی در مسیر خیابان آزادی، زندانی کردن روزنامه نگاران، اعدام بی گناهان و جنگ روانی شدید رسانه ای به کار گرفته تا مردم را در ۲۲ بهمن از حریم ناامن خود که همان میدان آزادی است دور کرده و مبادا جمعیت میلیونی آزادگان، به حریم جمعیت ساختگی و کم تعدادِ حکومت نزدیک شوند و حریمِ سخنرانی رییس جمهور نامشروعش را به هم زنند. نقشه ی سبزها اما، باید فتح همین پایگاه لرزان حکومت یعنی میدان آزادی باشد. بی توجه به تمام پیامها و جنگ روانی حکومت در ساعتهای آخرین برای ایجاد تردید در دل ما، باید برای فتح میدان آزادی ثابت قدم شویم. حکومت در ناپایدارترین شرایط خود ظرف ۳۰ سال گذشته است و بحران بی اعتمادی و عدم مشروعیت، لرزه ای هولناک بر پیکر وی انداخته است، آنچه از آن مانده تنها نقابی از اقتدار است. باید هم نفس و هم قدم، این نقاب را در ۲۲ بهمن به کنار زنیم. فتح میدان آزادی یک آرزو نیست، یک واقعیت است. ۸ ماه نفس گیر از ملت ایران گذشته است، به سهراب و اشکان و ندا بیاندیشیم، به جنایات کهریزک بیاندیشیم، به خون کیانوش و ترانه که مظلومانه قربانی سبعیت شدند بیاندیشیم. به آنها که به گناه موهوم محاربه در اوین اعدام شدند و یا زیر حکم اعدام هستند، به مادران عزادار بیاندیشیم. به همه آنها که با ما بودند، و با دستان خالی یا به گلوله کشته شدند یا زیر شکنجه و تجاوز و یا از بلندی پرت شدند یا به زیر ماشین پلیس زیر گرفته شدند. ما فرزندان ایرانیم که کشور خود را پس خواهیم گرفت و دوباره آن را خواهیم ساخت. ما آزادی را در میدان آزادی بازپس خواهیم گرفت.
ارسال شده در سیاست | برچسبها ۲۲ بهمن, آزادی, جمهوری اسلامی, جنبش سبز | بیان دیدگاه »
پس از ۳۰ سال جنبش سبز توانست تمام ایرانیان چه در داخل مرزها و چه بیرون مرزها را با یکدیگر همبسته کند و البته شگون این همبستگی، به دلیل همصدایی ایرانیان از هر مرام و مسلک بر سر اصولی جهان شمول و مدرن یعنی حقوق بشر و دموکراسی است. ۳۰ سال بود که رژیم ولایی، ایرانیان مهاجر را افرادی خوشگذارن و بی درد تصویر می کرد تا ضمن تشدید فشار خود بر ایرانیان داخل کشور، بین ایرانیان داخل و خارج، تفرقه و نفرت ایجاد کند. جنبش سبز، چون توفانی تاریخی تمام آن تبلیغات و لجن پراکنی ها را شست و با خود برد. در طول ۸ ماهی که ایرانیان داخل کشور با دلاوری تمام، با دستان خالی و یک روبان سبز برای احقاق حقوق انسانی خود به مصاف نظامیان ددمنش حکومت اسلامی رفتند و از جان و مال و سلامتی و موقعیت شغلی و تحصیلی خود گذشتند، اکثریت ایرانیان خارج نشین نیز با درک شرایط حاکم بر هموطنانشان، پابپای آنها فریاد مظلومیت نداها و سهرابها را به دنیا رساندند. در تمام این دوره خارج نشینان تلاش کردند حتا شعارهایشان را از داخل کپی برداری کنند و کاملن مراقب بودند که حتا یک گام در بیان مطالبات هموطنانشان در داخل از آنان پیش نیافتند و چیزی نگویند که با فریاد جوانان در داخل مغایر باشد. شهرهای اروپایی و آمریکایی، صحنه ی همبستگی دوباره بین ایرانیانی بود که از هر گروه و اندیشه و قومیت و مذهبی، کنار هم گرد آمده بودند تا نگذارند هم میهنان شرافتمند آنان زیر چرخهای ستمگرانه حکومت ولایی-نظامی له شوند و کشورهای دنیا بتوانند با چشم بستن بر واقعیات درونی ایران همچنان به معامله و سودجویی های اقتصادی ادامه دهند. شبکه ها و رسانه های جهان به تسخیر صحنه های دلاورانه مبارزان داخل و نیز پشتیبانی های گسترده هم میهنان آنها در خارج درآمد. از پاریس تا تورنتو، از نیویورک تا کوالالمپور و از برلین تا دوبی، همه جا به تسخیر سبزها در آمد. کشورهای جهان یکی یکی شروع به سرزنش حکومت اسلامی کردند. در ابتدا جنبش سبز را موجی گذرا می دیدند که به مرور زمان از کار خواهد افتاد، اما هر چه بیشتر گذشت و دنیا متوجه گستردگی و عمق روزافزون این جنبش شد، کشورهای جهان نیز یک به یک به این واقعیت اعتراف کردند که این رژیم دیگر آینده ای ندارد. بیان این امر تیر خلاص به حاکمان ستمگر و جنایتکار ایران بود. رژیم وحشتزده از این همبستگی که در حال شکلگیری بود، همزمان با سرکوب در داخل، شروع به به فرستادن مزدورهای خود به خارج برای شناسایی مخالفان و تهدید خانواده های آنان در ایران کرد، غافل از آنکه ما بی شماریم. اما اوج جنایات رژیم که در عاشورای خونین ۱۳۸۸ رخ داد و تصاویر ارسالی از آن به دنیا، به درستی سیمای یک حکومت درنده ی مستاصل را در همه رسانه ها نشان داد و حکومت بر این خیال عبث که با وحشیگری مضاعف، می تواند جلوی موج رو به افزایش سبزها را بگیرد، در دام خشونت بیمارگونه ی خود افتاد و ته مانده اعتبار مشروعیت مذهبی اش هم ته کشید و اکنون چون دیوانه ای در بند و مستاصل، برای فرار از بهمنی که در ۲۲ آن ماه بر سرش نازل میشود به هر جنگ روانی و نیرنگی متوصل میشود. ایرانیان خارج از کشور نیز در کنار هم میهنان داخل کشور روز ۲۲ بهمن را به کابوس سهمگین رژیم تبدیل خواهند کرد. یادآوری میشود که تفرقه افکنی بین ایرانیان داخل و خارج در روزهای اخیر و پس از اعلام مواضع و مطالبات گروههای گوناگون در پی بیانیه ۱۷ میرحسین موسوی به شدت اوج گرفته است. مزدوران یا منفعت طلبان درون رژیم در هیات دوستان جنبش سبز، شروع به خط کشی های خودی- غیرخودی کرده اند و عده ای نادان یا ناآگاه هم که تحت تاثیر موج تبلیغات هدفدار آنان قرار گرفته اند، ایرانیان خارج را متهم به فاصله گیری از داخلی ها می کنند. اما واقعیت آنست ایرانیان پس از ۳۰ سال دریافته اند که اعضای یک پیکره هستند و آنها هم که در خارجند، می دانند که میدان مبارزه داخل کشور است، پس آگاهانه از مردم درون کشور پیشی نگرفته و نمی گیرند و با استفاده از امکانات فن آوری که این روزها دنیا را به هم نزدیک کرده است، شعارها و مطالبات داخلی ها را بحث و تحلیل می کنند و با استفاده از فضای باز رسانه ای خارج، در ایجاد یک گفتمان گسترده ملی برای حصول به اهداف آحاد ملت که گام نخست آن نیز دسترسی به انتخابات آزاد و صندوق رای است، تلاش خواهند کرد و این دقیقن کاری است که با این بیانیه ها انجام می گیرد. باید فضای نقد و بررسی برای آینده ایران را گرامی داشت و از آن استقبال کرد. نباید فریب کسانی را خورد که از یک سو می گویند در داخل امکان نقد و بررسی مطالبات نیست و با شگفتی از سوی دیگر انجام آن را در بیرون از کشور را هم نمی تابند و می خواهند با تفرقه اندازی، به جنبش و آینده آن آسیب برسانند. باید با هشیاری ترفندهای نخ نمای حکومت را خنثا کنیم و فریب تز «تفرقه بیانداز و حکومت کن» و تقسیم بندیهای منحط آنرا نخوریم. ایرانی ایرانی است. ما ایرانی داخلی-خارجی نداریم. ایرانی مسلمان-کافر، خودی-غیرخودی، فارس-کرد و غیره نداریم. تنها تقسیم بندی ما فقط ایرانی تروریست – ایرانی صلح طلب است.
ارسال شده در سیاست | برچسبها ۲۲ بهمن, تفرقه, جمهوری اسلامی, جنبش سبز | 11 دیدگاه »
خامنه ای! من هم شاید یکی از آن ۵ اسیر آزاده ای باشم که بزدلان دستگاه بیدادگری اَت بدون آنکه شهامت داشته باشند ناممان را اعلام کنند مگر رسواتر شوند، می خواهند به جرم محاربه محاکمه مان کنند. من هم یکی از آن میلیونها هستم که وقتی با دست خالی به خیابانهای شهرمان رفتیم، تا با سکوت اعتراض کنیم، مزدورانت با باتوم بر سرمان کوفتند، فریاد زدیم« رای ما رو پس بده»، بسیجیانت به ما شلیک کردند. سنگ بر آنها پراندیم، ما را به زیر ماشینهایشان له کردند، داد این بیداد را خواستیم و شعار مرگ بر دیکتاتور دادیم، به خانه مان ریختند، به اسیری مان بردند و ما را شکنجه کردند. بر این جور نفرین کردیم در پاسخ سپاهیان چپاولگرت به ما تجاوز کردند و با میلگرد و قمه استخوانهایمان را خرد و بدنمان را تکه پاره در بیابانی رها کردند، و ما باز به خیابانهای شهر خودمان، کشورمان، ایران مان رفتیم تا فریاد کنیم که این حکومت هر سلاحی دارد جز انسانیت و این حاکم هر دارایی دارد جز شرف، و ما سلاحمان زبان و قلممان است. بر دیوار می نویسیم، بر اسکناس می نویسیم و فریاد می کشیم که خامنه ای ضحاک تویی، که دهها جوان کشتی و جنازه هایشان را مخفیانه دفن کردی. خامنه ای ! محارب تویی که خدا را کشتی و اکنون می خواهی بر جایش خدایی کنی و گرگهای بسیجی ات به سجده ات می افتند تا جای سُم هایت را لیس بزنند. خامنه ای! تویی که می ترسی در خیابانهای شهر راه بروی و به سوراخی خزیده ای و عده ای جنایتکار و مداح درباری به دورت پیچیده اند تا حفظ جان بی مقدارت را دستمایه ی چند صباحی بیشتر، تاراج و ترکتازی خود قرار دهند. ولی ایران مال ماست، خیابانها و آینده اش سهم ماست و چون کسی را نکشته ایم، پنهان هم نشدیم، پس با همین دست خالی و زبان رسا، تو را از مسند خدایی ات پایین میکشیم و محاکمه می کنیم. ما شاهد روزی خواهیم بود که تو وپاسداران چپاولگرت که اکنون سرمست خون و پول هستند، در دادگاه ملت ایران با عجز و لابه به پای مردم بیافتند و با زاری درخواست بخشش کنند. خامنه ای محارب تویی، ما آزاده اییم.
ارسال شده در اجتماع | برچسبها محارب, آزاده, جمهوری اسلامی, خامنه ای | 20 دیدگاه »
۲۲ بهمن مهمترین و آخرین سنگر جمهوری اسلامیست که با فتح آن با قاطعیت می توان گفت که دیگر تمام مراسم حکومتی به تصاحب مردم درآمده است و حکومت ایران باید بیشتر از ترس بمیرد تا فروبپاشد. از شواهد و تلاشهای فعالان جنبش سبز در داخل کشور آنچه بر میآید، اراده ی استوار ملی برای یک حضور میلیونی است و شایسته است که هرچه می توان این حضور را با دعوت از اقشار گسترده تر مردمی و اماده کردن آنان، شکوه بیشتری بخشید. چند پیشنهاد در اینجا گردآوری میشود:
۱- دوست ناشناسی پیشنهاد داده بود که هفته ای پیش از ۲۲ بهمن را «هفته ی روشنگری سبز» نامیده و طی این هفته وی سی دی از مجموعه جنایاتِ حکومت در کشور در روز عاشورا توسط شبکه مردمی پخش گردد تا همه آنها هم که دسترسی به ماهواره و اینترنت ندارند، اسناد مصور جنایات رژیم را ببینند. بدیهی است تدوین این فیلم از کلیپ های بی شمار موجود و به نحو روایتگری می تواند عمق درنده خویی رژیم را به آنان که هنوز نمی دانند، آشکار کرده و انگیزه ای برای حضور اقشار خاموش شود.
۲- تبلیغات باید سایر اقشار ناراضی و موثر در مراحل بعدی جنبش مانند کارگران و معلمان و کارمندان را نیز هدف بگیرد. به آنان نشان دهد که ادامه این حکومت ولایی-نظامی که تمام منابع اقتصادی کشور را در چنگ خود گرفته اند و با مردم مانند گدایانی نیازمند صدقه برخورد می کنند و حقوق واقعی آنان را با منت به ایشان می دهند، تنها سفره ی مردم را روز به روز خالی تر و خالی تر میکند و حق داشتن سندیکاها و نهادهای مدنی ه حافظ حقوق آنها را از ایشان می گیرد.
۳- ضمن تبلیغات به مردم نشان داد که جنبش تنها سلبی و صرفن به دنبال حذف احمدی نژاد یا خامنه ای نیست بلکه اهداف ایجابی دیگری نیز دنبال می کند مثلن دموکراسی، حقوق بشر، اقتصاد رقابتی، مبارزه با ابزاری کردن دین به عنوان یکی از نیرنگهای حکومتی، انتخابات آزاد، آزادی نهادهای مدنی و غیره.
۴- پیشنهاد میشود شعارهای ایجابی هم اندیشیده و تبلیغ شود. شعارهایی که در جهت برابری همه اقوام ایرانی است و در جهت اهداف کلی جنبش مانند آزادی، حقوق بشر، انتخابات آزاد و غیره باشد. ظاهرن ۴ بند آخر بیانیه ۱۷ موسوی می تواند متوسط مطالبات حداقلی بخش های اجتماعی و معیار مناسبی برای همین شعارها باشد.
۵- چنانچه بتوان تمام موارد فوق را در یک وی سی دی گنجاند (جنایات رژیم، شعارهای ایجابی ۲۲ بهمن، اهداف مشترک ملی ایرانیان و غیره) و پیش از تکثیر از طریق شبکه های اجتماعی اصلاحات مورد نیاز آن را به رای و نظر عموم گذاشت تا حداکثر حد میانه ی افکار عمومی در آن اعمال شود.
۶- ایرانیان خارج از کشور نیز که پابپای هموطنان و در حمایت از آنان با همان شعارهای توافق شده، در برابر دفاتر نمایندگی جمهوری اسلامی تجمع می نمایند و البته می توانند درخواست محاکمه ی سران جنایتکار رژیم را بویژه در کشورهای اروپایی فریاد کنند. پیشنهاد حقیر آنست که آنهایی که می توانند در ژنو، سوییس حضور بهم رسانند، تجمع خود را مقابل دفتر کمیسیون عالی حقوق بشر سازمان ملل سازماندهی کنند و درخواست سمبلیک محاکمه جنایتکاران علیه بشریت را به آنجا ارایه کنند. ایرانیان مقیم آمریکای شمالی نیز مقابل سازمان ملل متحد در نیویورک با عمل مشابه همراه شوند. (همراه با تصاویر و پلاکاردهای مناسب)
۷- تاکید بر این نکته ضروریست که حکومت در زمان پیش رو به دلیل هراس از حضور میلیونی مردم، مسلمن به انواع جنگهای روانی و تبلیغی دست خواهد زد، چون سیاستش ایجاد رعب و وحشت است اما می دانیم که خود حکومت بیش از همه ترسیده و در وحشت بسر می برد. پس در روزهای مانده تا ۲۲ بهمن حتمن دست به تهدیدات گوناگون از سوی مزدوران نظامی و قضایی و دولتی اش خواهد زد و شاید دست به جنایت و اعدام هموطنان بیگناه ببرد. برای همین باید به مردم نیز اطمینان داد که حضور میلیونی آنها این تهدیدات را بی اثر خواهد کرد و پیروزی نزدیک است. نباید تسلیم جنگ روانی حکومت شد چون ۲۲ بهمن آخرین سنگر اوست و ملت ایران آخرین سنگر را بازپس خواهد گرفت.
۲۲ بهمن ۱۳۸۸ ملت ایران ضربه ی نهایی را بر حکومت جهل و جنایت خواهد زد و حق حاکمیت خویش را در برابر چشمان مردم دنیا فریاد خواهد کرد.
پی نوشت یک:
قسمت نخست فیلم مستند عاشورای ۸۸ توسط هموطنان میهن دوست تدوین و اینجا ارائه میشود
پی نوشت۲:
قسمت دوم عاشورای ۸۸ را مشاهده می کنید
ارسال شده در سیاست | برچسبها ۲۲ بهمن, جمهوری اسلامی, جنبش سبز, شعار | 22 دیدگاه »

فجایع نقض حقوق بشری و دستگیری فعالان حوزه مدنی پس از انتخابات ایران و بویژه بحرانی تر شدن موج آن پس از جنایات روز عاشورای ۸۸ و نشانه ها در رفتار و گفتار نمایندگان حاکمیت ثابت کرده است که شمشیر از رو بسته اند تا با اعمال جنایات گسترده و سرپوش نهادن بر آن تا حد ممکن، چند روزی بیشتر زمام امور را در دست داشته باشند. آنچه حاکمیت از آن با «بازگشت قطار انقلاب بر روی ریل» نام می برد، چیزی جز دهه شصتی کردن اوضاع یا قتل عام مخالفان نیست. تردیدی نیست که انتشار اسناد تصویری و مکتوب از رفتارهای وحشیانه ی رژیم با مردم بی دفاع، در رسانه ها و مجامع بین المللی در رسوایی و کنترل رفتارهای رژیم تاثیر زیادی داشته است. یکی از ترفندهای رژیم پس از قتل تعدادی از شهروندان، تهدید خانواده های آنان در افشای هویت و علت کشته شدن آنها بوده است. همینطور پنهان نگاه داشتن نام، تعداد، محل نگاهداری و وضعیت زندانیان نیز ترفند دیگر رژیم برای باز گذاشتن دست خود در انجام هر جنایت است. در چنین دوران خطیری که رژیم تلاش دارد تمام فعالان سیاسی، مدنی و بويزه حقوق بشر را به بند بکشد، وظیفه شهروندان ایرانی است که همانگونه که وظیفه خبرنگاری را به عهده گرفته اند، وظیفه ی گزارشگری حقوق بشری را نیز بر عهده گیرند. به نظر می رسد برای تحقق این کار، فعالان حقوق بشری سرشناس باید راههای تماس ایمن و شیوه های مطمئنی را اعلام نمایند تا شهروندان بتوانند، گزارشهای دقیق و معتبر را بر اساس مکانیزمهای مشخص تهیه و ارسال کنند.
ارسال شده در اجتماع | برچسبها حقوق بشر | 2 دیدگاه »





